تبليغاتX
آسمان ایران
آشنایی با دانش های روز فضایی

 در سال 1905 انشتین فرضیه نسبیت خاص خود را بیان کرد که بنا بر آن به فرمول رابط میان جرم و انرژی یعنی E=mc^2 (انرژی برابر است با جرم ضرب در توان دوم سرعت نور–تقریبا سیصد هزار کیلومتر در ثانیه-)دست یافت. بر اساس فرضیه مهبانگ جهان با یک انفجار بسیار بزرگ آغاز شده و در لحظه انفجار جرم در حدود صفر و انرژی و دما تقریبی از بینهایت بوده، که با وقوع انفجار از دما و در نتیجه از انرژی کاسته شده و از آنجا که جرم با انرژی در رابطه است پس با هر مرحله  از کاهش دما ذراتی که جرمی معادل با آن انرژی داشته اند به وجود آمده اند.

ابرنواختر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/04ساعت 11:8  توسط آرش | 

دستگاه سمتی و ارتفاعی: Altitude and Azimuth System

در این دستگاه افق، سمت الراس وجهت ستاره ی قطبی نسبت به ناظر مهم است.

 

 

دستگاه بعد و میل: Right ascension and declination System

میل (decهمانند عرض های جغرافیایی بر روی زمین و واقع بر کره ای فرضی است که ستارگان در آن قرار دارند.

بعد (RAهمانند طول جغرافیایی است.

 

برای دیدن توضیحات لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/06/23ساعت 3:57  توسط آرش | 

مارتین باجووالد ( Martin Bojowald ) استاد فیزیک دانشگاه ایالتی پنیسیلوانیا گفت:"مقاله من یک مدل ریاضی جدید که براساس آن ما می توانیم جزییات تازه ای از ویژگی های حالت های کوانتومی را معرفی کنیم، چنانکه دید ما را از انفجار بزرگ به جهش بزرگ ( big Bounce ) در آغاز آفرینش کیهان ما تغییر دهد یا به عبارت ساده تر جهش بزرگ را جایگزین نظریه کلاسیک انفجار بزرگ می کند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/04/16ساعت 21:40  توسط آرش | 

نظریه جدیدی توسط یک گروه بین المللی از محققان برای توضیح گسیلش پرتوهای پر انرژی گاما از ستاره های در

 حال فروپاشی ارائه شده است و نتایج کار آنها به زودی منتشر خواهد شد.

انفجارهای پرتوهای گامای (GRBs: Gamma Ray Bursts)  بلند دوره که اولین بار در دهه 1970 مشاهده شدند، قویترین انفجارها در جهان هستند. فهم اینکه در طی این حوادث عظیم چه رخ می دهد از چالشهای اصلی می باشد، بخشی به این دلیل که آنها معمولاً در کرانهای دنیای مرئی رخ می دهند و بعضی به دلیل آنکه انفجار فقط در حد چند ثانیه است.

 

هنگامیکه سوخت یک ستاره سنگین تمام می شود دیگر انرژی ندارد تا جرم خود را نگه دارد. هسته فرو ریخته و به یک سیاهچاله تبدیل می شود. امواج ضربه ای به بیرون جهیده و پوسته های خارجی ستاره را محو و نابود می کنند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 22:53  توسط آرش | 

طیفها:

طیف نشری انرژی ساتع شده از یک جسم در طول موج های متفاوت را بر روی نمودار نشان می دهد «همچون شکل  ». اگر شما چند جسم گونا گون را طیف نگاری کنید، هر یک از طیف های بدست آمده با دیگری متفاوت است. به همین سان طیف نور سفیدی را که برخی از خط های آن بوسیله اتم ها جذب شود طیف جذبی می نامیم.

  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/10/28ساعت 15:57  توسط آرش | 

نور قابل دید:

تمام نور قابل دید تنها بخش بسیار اندکی از تمامی طول موج ها را تشکیل می دهد.

 

طیف های نور

شکل fig 2-3-1 : تمام طیف های نور

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/09/22ساعت 17:25  توسط آرش | 

طول موج، فرکانس و سرعت:

طول موج هر نوع موج برابر فاصله دو قله پی در پی است (همچون شکل fig 2-2-1  ). فرکانس (بسامد)شمار موج هایی است که در هر ثانیه از یک نقطه می گذرد، برای نمونه اگر شما در ساحل باستید می توانید موج هایی را که در 10 ثانیه به ساحل می آیند را بشمرید و با تقسیم عدد بدست آمده بر 10 شما بسامد موج هایی که به ساحل می آیند را به دست می آورید.

سرعت، فرکانس و طول موج را با معادله پایین می توان به هم ربط داد، که در آن v سرعت، f فرکانس (frequency) و w طول موج (wavelength) می باشند:

v=w.f

در خلا (برای نمونه فضای میان ستارگان)سرعت نور برای همه طول موج ها برابر 3*108 m/s است. این سرعت نور است و همیشه با نماد c نشان داده می شود.

با بازنویسی معادله پیشین معادله زیر بدست می آید:

W=c/f

چون سرعت نور ,c, ثابت است، به این نتیجه می رسیم که طول موج ,w, و فرکانس ,f, با یکدیگر رابطه وارون دارند، یعنی زیاد شدن یکی با کاهش دیگری همراه است.

بنابر این طول موج های بلند دارای فرکانس های کم و طول موج های کوتاه دارای فرکانس های زیاد می باشند.

 

طول موج فاصله میان دو قله و دامنه ارتفاع قله هستند

(fig 2-2-1)

 

تذکر1:« نماد طول موج لاندا و نماد بسامد نو می باشد اما بخاطر نبود این علامت ها در حروف قابل قبول برای بلاگفا من بجای اینها به ترتیب از w و f که نخستین حرف این واژه ها است استفاده کردم»

 

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/07/29ساعت 18:47  توسط آرش | 

نور از خود رفتار های  ذره و موج را  نشان می دهد.

 

نظریه ذره ای نور:

اسحاق نيوتن پایه گذار مکانيک کلاسيک در سال ۱۶۷۲نظريه ذره ای بودن نور را ارائه داد وی بر این عقیده بود که يک منبع نور ذرات  بينهايت نور را با سرعت ثابت روی خط راست و در همه جهات گسيل می کند وهنگامی که اين ذرات به چشم برخورد نمايند قادر به ديدن خواهیم بود وی برای اثبات نظريه خود آزمايش اتاق تاريک را انجام داد.

سال ها بعد ماکس پلانک با انجام آزمايش اثر فتوالکتريک نظريه کوانتمی خود را بيان نمود که طی آن با تابش اشعه گسیل شده از یک چشمه نور تکفام روی صفحه فلزی قادر بود شماری الکترون از صفحه کنده و اين نشان ميداد که  انرژی گسيل شده به صورت بسته های انرژی (کوانتوم های انرژی) در اثر برخورد به الکترونها انرژی خود را به آنها  ميدهند و آنها را آزاد می کنند، بعدها پلانک نظریه خود درباره تابش و انيشتين فرمول انرژی ذرات نور ( فوتونها-  کوانتم های انرژی) را ارائه دادند و بدين ترتيب نطريه کوانتمی پلانک و فرمول انيشتين مهر تاييدی بر نظريه ذره ای نيوتن زدند.

بزرگترین مشکل نظریه ذره ای نور ناتوانی در توضیح پدیده تداخل نوری بود.

نظريه موجی نور:

کريستين هويگنس فيزيکدان هلندی ماهيت نور را موجی دانست و پخش و بازتابش نور و شکست نور را نشانه موجی بودن نور دانست. سپس توماس يانگ با استفاده از آزمايش پراش نور در شکاف مضاعف  (آزمایش یانگ) توانست طول موج نور را اندازه گيری نمايد و بدین ترتيب ماهيت موجی نور نيز اثبات گرديد.

جنس و ویژگی های امواج نور:

امواج نور از نوع امواج الکترومغناطيسی است که برای انتشار احتياج به محيط مادی ندارد يک موج الکترومغناطيسی ترکيبی است از دو ميدان عمود برهم الکتريکی و مغناطيسی که هر یک دیگری را تولید می کند. نوردر خلاء دارای سرعتی ثابت حدود 3*10^8 متر بر ثانیه است و سرعت نور درمحيط های شفاف مختلف تغيير ميکند برای نمونه با وارد شدن از خلا به یک محیط شفاف سرعت آن کاهش می یابد و از رابطه پایین بدست می آید.

V=c/n

که v سرعت نور در محیط شفاف و c سرعت نور در خلا و n ضریب شکست محیط هستند.

persiansky

+ نوشته شده در  85/06/31ساعت 0:31  توسط آرش | 

گازها:

گازها از اتم و مولکول ساخته شده اند، همانند اتمسفر زمین، که به این نوع گازها گازهای خنثی می گویند. هنگامی که اتم ها و مولکول ها یونیده می شوند، گاز پلاسما نامیده می شود. پلاسما ویژگی های مخصوصی دارد، زیرا در میدان های مغناطیسی از خود واکنش نشان می دهند. گاز های خنثی در حقیقت این ویژگی را ندارند و در میدان مغناطیسی تحت تاثیرقرار نمی گیرند.

 

«تذکر: زمانی که یک مولکول یا اتم الکترونی از دست بدهد می گویند که یونیزه شده است. اگر الکترون بگیرد دارای بار منفی و اگر الکترون از دست بدهد دارای بار مثبت می شود.»

 

گازهای کامل و رابطه آنها:

گازی کامل گفته می شود که اتم های آن بر روی یکدیگر تاثیری نداشته باشند، به گفته ای دیگر بقدری فاصله میان اتم ها زیاد باشد که به توان از تاثیر آنها چشم پوششی کرد.

رابطه گاز های کامل همچون پایین است:

PV=NkT

که در آن P فشار، V حجم، N شمار ذرات است، T دمای مطلق با یکای کلوین و k ثابت بولتزمان (بولتزمن)   « boltzmann’s constant = 1.38*10-23J/K » است. گاهی دو سوی این معادله را بر V تقسیم می کنیم که معادله پایین بدست می آید:

 P=nKT

که در اینجا n شمار ذرات در متر مکعب می باشد.

صفر دمای مطلق 273- درجه از صفر دمای سلسیوس پایین تر است، پس اگر در پرسش ها دمای سلسیوس را به ما دادند می توانیم آن را با 273 جمع کنیم تا دمای کلوین بدست آید،برای نمونه 250C برابر 273+25=298 K است.

گاز کامل یکنوع تعریف کیفی از گازهای حقیقی است. برای نمونه رابطه آن نشان می دهد که با ثابت نگاه داشتن حجم، افزایش دما موجب افزایش فشار می شود. رابطه ی گازهای کامل می تواند یک توضیح خوب برای رفتار ستاره های معمولی ارایه دهد، اما برای شرح رفتار برخی از اجسام همچون ستاره های نوترونی به طور کامل رد می شود و دیگر فشار و دما با یکدیگر رابطه ی مستقیمی ندارند و تساوی بر هم می خورد.

 

«تذکر1: در کتاب درسی فیزیک ایران رابطه ی گازهای کامل را به صورت PV=nRT نشان داده اند که در آن P و V و T به ترتیب قشار، حجم و دمای مطلق هستند و n شمار چند اتمی بودن گاز را نشان می دهد، همچنین R ثابت عمومی گازها است که برابر 8.3 است.»

«تذکر:دمای 273.15- سلسیوس را دمای مطلق می نامند زیرا در این دما جنبش های همه اتم ها متوقف می شود پس در نتیجه دما نمی تواند از این پایین تر برود.»

 

سرعت صوت در گاز ها:

ذرات درون یک گاز به جهت های متفاوتی حرکت می کنند، سرعت آنها وابسته به دما است یعنی هرچه دما بیشتر شود سرعت حرکت ذرات نیز بیشتر خواهد شد و همینطور با کاهش دما سرعت حرکت ذرات کم می شود.

سرعت متوسط ذره در گاز ها با دما تناسب دارد و با جرم ذره نسبت وارون دارد:

v2=8KT/Πm

که در این رابطه v سرعت ذره در گاز ها، K ثابت بولتزمان، T دمای مطلق گاز، Π عدد پی و m جرم ذره است. این رابطه یک سرعت متوسط از ذرات گاز را به ما می دهد، روشن است که برخی از ذرات تندتر از این و شماری دیگر کندترحرکت می کنند.

اگر این سرعت بیشتر از یک ششم سرعت گریز سیاره ای باشد، گازها از سیاره فاصله گرفته و اتمسفر سیاره بسیار رقیق می شود.  

این معادله تنها برای گاز های کامل در شرایط متعادل (سکون یا موازنه) برقرار است، برای نمونه اگر گاز منبسط  یا منقبض شود و یا فشار آن تغییر کند این معادله بر هم می خورد. 

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/05/04ساعت 2:53  توسط آرش | 
برای پاسخگویی به داده ها پایین نیاز پیدا خواهید کرد:

fig 1q-d

1.1- فرض کنید جرم شما 65Kg است. نیروی گرانش میان شما و زمین چقدر است؟

fig 1q-1 b

2.1- بیشترین نیرویی که از مشتری به شما وارد می شود چقدر است؟

fig 1q-2 b

3.1- نیروی گرانشی میان شما و کسی که در 30 سانتیمتری شما نشسته چقدر است؟ (با فرض اینکه هر دوی شما دارای وزن 65Kg هستید.)

fig 1q-3 b 

 


4.1- فرض کنید وزن شما بر روی زمین 65Kg باشد. آنگاه وزن  شما بر روی سطح مریخ چقدرخواهد بود؟

fig 1q-4 b 


دوستان عزیز اگر در پاسخ ها اشتباهی دیدید لطفا در نظر ها بگویید.

 

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/05/02ساعت 3:51  توسط آرش | 

انرژی جنبشی: KINETIC ENERGY

اجسام در حال حرکت دست کم یک انرژی بیشتر از اجسام ساکن دارند. در حالت کلی انرژی اجسام در حال حرکت را انرژی جنبشی می گویند، این انرژی به دو کمیت سرعت v و جرم m جسم وابسته است و همچون رابطه ی پایین قابل محاسبه است:

K=1/2mv2

یکای انرژی جنبشی (و همه انرژی های دیگر) ژول  J (1J=1kgm۲/s۲ ) است. توان برابر است با انرژی بر روی ثانیه که یکای آن وات W یا J/S می باشد.

 

انرژی پتانسیل گرانشی: GRAVITATIONAL POTENTIAL ENERGY

حاصل برهم کنش انرژی های دو جسم را انرژی پتانسیل گرانشی می نامند که با جرم دو جسم نسبت مستقیم و با فا صله آن ها از هم نسبت وارون دارد و می توان رابطه پایین را برای آن نوشت:

Eg=-GmM/d

که در آن G ثابت جهانی گرانش، m و M جرم دو جسم و d فاصله آنها از یکدیگر است.

 

البته برای انرژی پتانسیل گرانشی در کتاب های درسی ایران تعریفی دیگر هم گفته شده، در این تعریف فرض بر آن است که جسم در نزدیکی زمین قرار دارد که تعریف آن را در پایین می آورم:

انرژی که جسم تنها بخاطر ارتفاعش از سطح زمین دارد را انرژی پتانسیل گرانشی می نامند، و رابطه آن برابر است با:

U=mgh

که در آن m جرم جسم و h فاصله از زمین و g ثابت و برابر 9.8 یا با تقریب 10  است.

 

 

 

تا کنون به مواردی همچون جرم، حجم، گرانش، قانون های کپلر و نیوتن، سرعت و انرژی اشاره کرده ام از این پس کم کم توانایی پاسخگویی به چندین نوع از پرسش های فیزکی را بدست می آوریم، و به همین خاطر گفتار آتی را به بررسی چند نوع پرسش خواهم پرداخت تا درک کنیم که این گفته ها چه کاربردی دارند.

در ضمن از دوستانی که به این وبلاگ می آیند خواهشم می کنم اگر خطایی در گفتارها هست من را راهنمایی کنند.

 

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/04/30ساعت 17:24  توسط آرش | 
سرعت دایره ای:

زمانی که یک جسم به گرد جسم بزرگتری می چرخد، دارای یک سرعت ثابت است که از رابطه پایین بدست می آید:

vc2=GM/d

که در آن  M جرم جسمی است که در مرکز قرار دارد و d فاصله میان دو جسم است و G ثابت جهانی گرانش است.

زمانی که جسمی بر روی مداری بیضی شکل یا ترجیحا دایره شکل می چرخد این رابطه بسیار مفید است، این رابطه سرعت متوسط دایره ای را به ما می دهد.

در صورتی که یکای d را متر در نظر بگیریم آنگاه یکای سرعت دایره ای m/s خواهد شد. ( G=6.67*10-11 m3/kg/s2 )

« تذکر: البته شما می توانید برای سادگی بیشتر معادله از طرفین آن رادیکال با فرجه 2 بگیرید»

 

سرعت گریز:

یک جسم به جرم m در مدار خود باقی می ماند، اگر سرعتش در فاصله d از مقداری که در رابطه پایین بدست می آید بیشتر نشود:

ve2=2GM/d

که این سرعت را سرعت گریز می نامیم. اینجا هم M جرم جسم بزرگ است. سرعت گریز به جرم جسم کوچکتر بستگی ندارد.

 

اندازه حرکت زاویه ای:

همه اجسامی که در حال چرخش هستند یک ویژگی دارند که اندازه حرکت دایره ای نامیده می شود. اندازه حرکت دایره ای یک کمیت تگه دارنده است. تغییر در  اندازه حرکت دایره ای به یک نیروی خارجی نیاز دارد (برای نمونه یک موتور). اندازه حرکت دایره ای به جرم m و فاصله از جسمی که می چرخد r و سرعت عرضی جسمی که می چرخد بستگی دارد:

L=m.v.r

جرم سیارات همیشه ثابت است و چون اندازه حرکت دایره ای نیز همیشه ثابت است پس باید حاصلضرب v.r نیز همیشه ثابت باشد، این همان قانون دوم کپلر است.

 

persiansky

 

+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 16:19  توسط آرش | 

قانون های نیوتن:

قانون نخست:

هر جسمی تمایل دارد حالت خود را نگه دارد. یعنی در حال سکون می ماند و یا به حرکت روی خط راست خود ادامه می دهد، مگر آنکه تحت تاثیر نیرو یا نیروهایی مجبور به تغییر آن حالت شود.

 

قانون دوم:

 اگر به یک جسم نیرو هایی وارد شود، شتابی می گیرد که با برآنید این نیرو ها نسبت مستقیم دارد و با جرم جسم نسبت وارون دارد:

A=F/m     یا    F= m.a

«البته a  و F  هر دو بردار هستند.»

 

قانون سوم:

هرگاه جسمی به جسم دیگر نیرو وارد کند، جسم دوم هم به جسم نخست نیرویی هم اندازه ، هم راستا و در خلاف سوی آن وارد می کند. نیروی جسم نخست را کنش و نیروی جسم دوم را واکنش می گوییم.

 

قانون های کپلر:

قانون نخست:

مسیر گردش همه سیاره ها به گرد خورشید بیضی است که خورشید همیشه یکی از کانون های آن است.

 

قانون دوم:

خطی که خورشید را به سیاره وصل می کند در زمان های برابر مساحت های برابری را جاروب می کند. یعنی سرعت خطی و فاصله از خورشید رابطه مستقیمی با هم دارند و هر چه سیاره به خورشید نزدیک تر باشد سرعت خطی آن بیشتر است.

در مفاهیم آغازین فیزیک 1 گفتیم که اگر فاصله ی دو کانون به هم بسیار کم باشد بیضی به دایره تبدیل می شود، پس سیاراتی که این ویژگی را دارند،دارای حرکت دایره ای یکنواخت هستند.و سرعت آن ها در تمام مسیر ثابت است.

 

قانون سوم:

مجذور دوره «P  مقدار زمان لارم برای اینکه یک دور کامل بزند» حرکت سیاره و مکعب فاصله ی میانگین « a=r »   آن از خورشید با هم متناسب هستند، و نسبت آن ها برای تمام سیارات منظومه خورشیدی ثابت است.

P با سال و a با AU «1AU   فاصله متوسط  میان زمین و خورشید است. »  اندازه گیری می شوند. رابطه قانون سوم کپلر برابر است با :

P2=r3     یا    P2/r3=مقدار ثابت

 

« توضیح 1: در بیشتر کتاب های ایرانی دوره را با T  نمایش می دهند، اما در اینجا دوره یا همان Period با P نمایش داده شده است. همچنین فاصله ی میانگین از خورشید یا همان semi-major axis را با a نشان میدهند اما در اینجا برای اینکه با شتاب که آن را هم با a  نمایش می دهند اشتباه نشود از r استفاده شده است.

توضیح 2: AU همان واحد نجومی است astronomical units »

 

اکنون اگر قانون مکانیک نیوتن و قانون سوم کپلر را با هم ترکیب کنیم به رابطه ی پایین می رسیم:

 

P2=4p2r3/(M+m)G

که در آن P دوره و p عدد پی و r فاصله ی میانگین و M و m جرم ها و G ثابت گرانشی است.

 

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/04/21ساعت 2:18  توسط آرش | 

جرم: Mass

جرم یک ویژگی ذاتی است که نمایان کننده شمار پروتن ، نوترون و الکترون موجود در اجسام است.

وزن یک نیرو است و با نیروی جاذبه ارتباط دارد برای نمونه وزن یک جسم در زمین با وزن همان جسم در ماه متفاوت است اما جرم همیشه ثابت است. جرم را با دو نماد m و M نمایش می دهند و یکای آن کیلوگرم (kg)  است.

 

حجم: Volume

حجم یک جسم مقدار فضایی است که آن جسم اشغال کرده است، و یکای آن متر مکعب(m۳است. برای نمونه مساحت یک کره برابر است با : S=4Pr2     و حجم آن برابر: V=4/3Pr3 است، که P همان عدد پی (3.14) است و r شعاع کره است.

 

چگالی: Density

چگالی یک جسم برابر است با جرم آن  بخش بر حجم که معمولا با P (یک حرف یونان که "رو rho" خوانده می شود) نمایش داده می شود. یکای آن کیلوگرم بر متر مکعب (kg/m3) است:

 

گرانش: Gravity

گرانش نخستین نیرویی است که بر اجسام در فضا تاثیر می گذارد. نیروی جاذبه همیشه اجسام را به سوی هم می کشاند. نیروی جاذبه به جرم دو جسم و فاصله میان آنها بستگی دارد. رابطه گرانش که قانون گرانشی نیوتن نیز نامیده می شود برابر است با:

F=GMm/d2

که در آن M و m جرم دو جسم ، d فاصله میان دو جسم و G ثابت جهانی گرانش (11-10 *6.67 )m3/kg/s2

هستند. یکای این نیرو را نیوتن N نیز می گویند که برابر 1kg.m/s2 است.

اگرجرم دو جسم نسبت به فاصله آن ها بسیار کوچک باشد این نیرو بسیار اندک می گردد.

 

بیضی: The Ellipse

مدار گردش همه سیارات منظومه خورشیدی به گرد خورشید دایره یا بیضی است. بیضی از دو قطر تشکیل شده  قطر بزرگ  (اندازه=2a ) یا همان محور کانونی و قطر کوچک (اندازه=2b) (همانگونه که در شکل fig 1-1 می بینید).

فاصله هر نقطه روی محیط بیضی از دو نقطه ثابت F و F' که همان دو کانون بیضی هستند مقدار ثابتی است و رابطه پایین برای آن برقرار است:

2a=AF'+AF

خروج از مرکز بیضی از رابطه e=FF'/2a بدست می آید و اگر بخواهیم بر حسب قطر کوچک و بزرگ بیضی رابطه رابازنویسی کنیم به e2=1-b2/a2 می رسیم.

خورشید همیشه یکی از کانون های محور چرخش سیارات منظومه ما است.فرض کنیم که خورشید کانون F باشد، اینک جایی که سیاره ای بر امتداد قطر بزرگ قرار می گیرد و در سمت نزدیکتر به خورشید است می گوییم بر حضیض خورشیدی (نزديکترين نقطه مدار به خورشيد= perihelion ) قرار گرفته است، وجایی که سیاره ای بر امتداد قطر بزرگ قرار می گیرد و در سمت دورتر به خورشید است می گوییم بر افلیون (نزديکترين نقطه مدار به خورشيد = aphelion ) قرار گرفته است. با رابطه پایین بیان می کنیم:

dp+da=2a 

که dp فاصله سیاره تا خورشید بر روی perihelion است و da بر روی aphelion است.

شکل بیضی است. زمانی که چیزی شروع به چرخش می کند خورشید یکی از کانون هاست. 

fig1-1

 

persiansky

+ نوشته شده در  85/04/18ساعت 3:53  توسط آرش | 
يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه ايالتي پن از محاسبات گرانشي كوانتومي استفاده كردند تا سر نخهائي در مورد زمان قبل از مهبانگ را پيدا كنند.

 فضا-زمان پیش از انفجار بزرگ

بر اساس فرضيه نسبيت عام انيشتين ، انفجار بزرگ آغاز هستي را رقم زده است. انفجار بزرگ رويدادي بزرگ بود كه نه تنها ماده بلكه فضا- زمان را بوجود آورد. در حاليكه فرضيه هاي كلاسيك هيچگونه سر نخي در مورد هستي قبل از اين رخداد را ارائه نمي دهند ، يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه ايالتي پن از محاسبات گرانشي كوانتومي استفاده كردند تا سر نخهائي در مورد زمان قبل از مهبانگ را پيدا كنند. آبهي اشتكار ، مدير موسسه فيزيك و هندسه گرانشي از همين دانشگاه مي گويد" مي توان ازنسبيت عام براي توضيح كيهان در زمانيكه ماده آنقدر چگال شد كه هيچ معادله اي نمي تواند آن را توضيح دهد استفاده كرد. ما براي نگاه به وراي اين زمان و نقطه نياز به معادلات و ابزار كوانتومي داشتيم كه در زمان انيشتين در دسترس نبود." وي با همكاري پژوهشگران ديگر مدلي را تهيه كردند كه با دنبال كردن ردپاي مهبانگ و عبور از ميان آن به كيهان در حال چروكيده شدني بر مي خورد كه فيزيكي مشابه كيهان ما داشت.

 

اين گروه در تحقيق خود نشان دادند كه قبل از مهبانگ يك كيهان در حال منقبض شدن وجود داشت كه هندسه فضا-زمان آن مشابه كيهان در حال انبساط ما بود.زمانيكه نيروهاي گرانشي كيهان قبلي را به داخل مي كشاند ، به نقطه اي رسيد كه خواص كوانتومي فضا-زمان باعث مي شوند گرانش حالتي دافعه داشته باشد نه جاذبه. اشتكار مي گويد" ما با استفاده از اصلاحات كوانتمي معادلات كيهانشناسي انيشتين نشان داديم كه بجاي يك انفجار بزرگ كلاسيك ، درحقيقت يك "واگشت كوانتومي"  وجود داشته است. سناريوي واگشت كوانتمي بسيار واقع گرايانه بنظر مي رسد.

 

در حاليكه ايده كلي وجود يك كيهان ديگر قبل از مهبانگ قبلا پيشنهاد شده بود ، اين نخستين توضيح رياضي است كه بطور روشمندي وجود يک كيهان ماقبل مهبانگ را تثبيت مي كند.

 



منبع خبر : NASA

برگرفته از parssky

+ نوشته شده در  85/02/30ساعت 14:15  توسط آرش | 

اين نظريه می گويد که گيتی احتمالا چرخه ای را طی می کند که "انفجارهای بزرگ" (Big Bangs) تنها بخشی از آن است و همچنين شامل "ريزش های بزرگ" (Big Crunches) نيز می شود.

جهان امروزی زاييده يک جهان قبلی است

اين نظريه نگاه متعارف از کائنات را، که قدمت آن براساس مشاهدات 12 تا 14 ميليارد سال رقم زده می شود، به چالش می گيرد.

ايده تازه که در نشريه "ساينس" بازتاب يافته است ممکن است توضيح دهد چرا انبساط جهان درحال شتاب گرفتن است.

پروفسور پل استاينهارت از دانشگاه پرينستون در نيوجرسی که از آفرينندگان اين نظريه است گفت: "درحال حاضر نگاه متعارف به جهان اين است که تمام فضا، زمان، ماده و انرژی در يک نقطه واحد شروع شد و سپس منبسط و سرد شد که جهان امروزی را پديد آورد."

"با اين حال، نظريه تازه حاکی است که يک چرخه پيوسته از جهان ها وجود دارد، که هرکدام تکرار ديگری است اما نه دقيقا همانند جهان قبلی."

او می گويد می توان به هر جهانی به عنوان فرزند جهان قبلی نگاه کرد.

ثابت کيهانی

ايده تازه بر مطالعات قبلی همين گروه از محققان بنا شده است و مدل کنونی را زير سوال می برد.

در دهه 1920، زمانی که اينشتين درحال توسعه نظريه نسبيت عام بود، يک ثابت کيهانی را معرفی کرد تا بتواند ايده خود از جهان ايستا را توضيح دهد.

اينشتين ثابت کيهانی را بزرگترين اشتباه کاری خود خواند

معادلات اينشتين پيش بينی می کرد که جهان زير فشار جاذبه خود متلاشی شود، درحالی که مشاهدات و رصدها به روشنی نشان داد جهان درحال انقباض نيست.

ثابت کيهانی اينشتين نمايانگر فشار يا نيرويی ذاتی مرتبط با فضای آزاد بود، که در مقابل انقباض ناشی از نيروی جاذبه مقاومت می کند.

اين مفهوم پس از آنکه رصدها نشان داد جهان درحال انبساط است کنار گذاشته شد و باعث شد اينشتين ثابت کيهانی را "بزرگترين اشتباه زندگی حرفه ای" خود توصيف کند.

در سال 1998، صورت تازه ای از ثابت کيهانی سر بر آورد و آن زمانی بود که معلوم شد انبساط جهان عملا در حال شتاب گرفتن است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/02/17ساعت 15:5  توسط آرش | 
وقتي تار و پود ساختار فضا- زمان در كيهان چنان پيچ و تاب بخورد كه ميانبُرهايي در انحناي فضا حاصل شود، تغييرات زمان را نيز بايد بتوان يافت. آيا بشر روزگاري زمان را در مقام يكي از ابعاد طبيعت رام خواهد كرد تا بتواند به‌گذشته و آينده سفر كند؟

اسرار زمان

از هر که بپرسيد <ساعت چند است؟> او بي‌درنگ به‌وسيله‌اي که دورِ مُچِ دستش بسته - ‌و به‌آن ساعت مُچي مي‌گوييم- نگاهي مي‌اندازد و با دو عدد، مثلا‌ً ۱۵‌:‌۱۰، جواب شما را مي‌دهد که نخستين عدد نشان‌دهندهِ ساعت و دومي دقيقه است. با اين که دنياي متمدن عملا‌ً با همين دو عدد روزگار مي‌گذراند، از نظر علمي آنها معني مهمي ندارند بجز اين که مشخص مي‌کنند زمين از آخرين باري که فردي به‌ساعتش نگاهي انداخته است چقدر دورِ محورش چرخيده است.

گذشت زمان احساسي است که از آغاز پيدايش جزئي از وجود ما بوده و با آگاهي از اين که همه ما قطعاً روزي به‌لحظه مرگ مي‌رسيم قوت گرفته است. همچنين مفهوم فضا را ذاتاً از دريچه چشمانمان، وقتي خيلي ساده به‌اطرافمان مي‌نگريم، درک مي کنيم. البته ماهيت و منشأ آنها، به‌ويژه ماهيت زمان، هرگز به‌دقت تعيين نشده است. به‌نظر دِموک­ريتوس(Democritus) ، فيلسوف بزرگ يوناني (۴۶۰-۳۷۰ پ.م) <زمان و فضا قراردادي هستند>. نظر او به‌خوبي نشان‌دهندهِ تعاريف ساده‌اِنگارانه فلا‌سفه و متفکران دوران باستان از مفهوم زمان و فضاست. البته حدود ۱۷۰۰ سال پيش آگوستين فيلسوف مشهور آن زمان تفکري را دربارهِ ماهيت زمان و فضا ارائه کرد که در زمان خودش بسيار پيشرفته و منحصر به فرد محسوب مي‌شد. نظر مشهور او اين بود که <آنها زاده هستي و کيهان‌اند که با آن به‌وجود آمده‌اند، و پايه‌هاي دائمي از ابديت نيستند>.

اين دقيقاً همان چيزي است که آلبرت اينشتين در نظريه نسبيت عام بر پايهِ روابط رياضي نتيجه گرفت؛ زماني که در سال ۱۹۱۵ فضا-‌زمان را به‌صورت موجوديتي واحد تعريف کرد که در حضور جرم انحِنا پيدا مي‌کند و اثري را خلق مي‌کند که ما به‌نام گرانش مي‌شناسيم.۱

ماهيت زمان براي يک فرد عامي ممکن است به‌سادگي در <به‌طول انجاميدن يک واقعه> خلا‌صه شود. اما فيزيکدانان واقعاً از ارائه حتي يک تعريف علمي از زمان درمانده‌اند. بنابراين زمان در ارتباط با برخي از پُردردسرترين سؤالات فيزيک، مثلا‌ً اين که روابط عليت و همچنين فلسفه چيستند، يا اين که چرا ما گذشته

را به‌خاطر مي‌آوريم اما آينده را خير، در هاله‌اي از ابهام پوشيده شده است. برخي نظريه‌پردازان بر اين باورند که اين عدم قطعيت بايد تغيير کند. درست همچون صد سال پيش ديدگاه جديدي نسبت به‌زمان فراتر از تعاريفش در نظريه‌هاي نسبيت لازم است تا برخي مسائل مشکل‌آفرين حل نشده را -‌همچون اين که در لحظه آغاز عالم چه اتفاقي افتاد، در مرکز يک سياهچاله چه رخ مي‌دهد، يا چطور مي‌توان نظريه نسبيت و فيزيک کوانتوم را يک‌جا در <نظريه همه چيز> (نظريه وحدت ميدان) جمع کرد- حل کند. صد سال پيش هم لازم بود که اينشتين تعريف تازه‌اي از زمان۲ در نظريه نسبيت خاص خود مطرح کند تا بتواند رفتارهاي غيرنسبيتي نور را با رفتارهاي نسبيتي مشاهده شده تطبيق دهد، همچنين بايد تعريف تازه‌اي از فضا-‌زمان در نظريه نسبيت عام خود ارائه مي‌داد تا ماهيت گرانش را توضيح دهد. بنابراين برخي نظريه‌پردازان براين باورند که مفهوم اينشتيني فضا-‌زمان بيشتر به‌يک <تخمين> مي‌ماند که بايد با مفهومي بنيادي‌تر که هنوز کشف نشده است جايگزين شود.

 

 

برگرفته از nojum

+ نوشته شده در  85/01/28ساعت 21:33  توسط آرش | 
بر مبناي يك تحقيق جديد دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه مي توان از رانش يك جرم كه در ميان فضا سرعت مي گيرد براي شتاب دادن سريع به فضاپيماهاي بزرگ استفاده كرد در حاليكه نيروهاي كشندي داخلي كه مي توانند محموله را از هم بپاشند را كاهش داد.

سيستم پيش رانش "ضد گرانشي"

طي گردهمائي بين المللي فناوري و فضا و كاربردهاي آن كه در تاريخ 25 بهمن در آمريكا برگزار شد ، دكتر فرانكلين فلبر پيشنهاد يك سيستم پيش رانش ضدگرانش را مطرح كرد. راه حل جديد وي براي معادله ميدان گرانشي انيشتين اين اميد را به علاقمندان فضا مي دهد كه ممكن است سرعت فضا پيما ها را تا رسيدن به سرعت نور شتاب داد بدون آنكه محتويات فضا پيماها متلاشي و خرد شوند. 

 

گزارش دكتر فبلر عنوان مي كند كه يك جرم كه با شتابي بيشتر از 57.7 درصد از سرعت نور حركت مي كند اجرام ديگر كه در محدوده "شعاع ضدگرانشي" جلوي آن قرار دارد را بطور گرانشي دفع مي كند (مي راند). اين "شعاع" با نزديك شدن سرعت جرم به سرعت نور تشديد مي شود.

 

اين گزارش نشان مي دهد كه مي توان از رانش يك جرم كه در ميان فضا سرعت مي گيرد براي شتاب دادن سريع به فضاپيماهاي بزرگ استفاده كرد در حاليكه نيروهاي كشندي داخلي كه مي توانند محموله را از هم بپاشند را كاهش داد. اين گزارش استدال مي كند كه محموله در يك شعاع ضدگرانشي "بي وزن" مي شود زيرا به كسري (برخه اي) از سرعت نور شتاب داده مي شود.

 

اطلاعات بيشتر : http://space.com/businesstechnology/060215_technovel_antigravity.html

 

 



منبع خبر : Space.com

برگرفته از parssky

+ نوشته شده در  84/12/02ساعت 19:43  توسط آرش | 
اگر آفرینش كيهان آگاهانه و هدفمند است ، آيا آفریدگار پيغامي از خود بجاي گذاشته كه بواسطه آن بتوان به رمز آفرينش هستي پي برد؟

پيامي از آفریدگار

طي مقاله اي كه توسط استفان هسو فيزيكدان دانشگاه اوريگان و آنتوني زي فيزيكدان دانشگاه كاليفرنيا (سانتا باربارا) در مجله اختر فيزيك چاپ شد يك ايده در اين مورد مطرح كردند: اخترشناسان مي توانند در ميان پس زمينه ريز موج كيهاني (cosmic microwave background) كه پژواك مهبانگ است بدنبال پيغامي از خالق باشند.اين فيزيكدانان مي گويند تحقيق ما با طرح اين پرسش كاملا علمي كه در واقع اگر پيغامي وجود داشته باشد اين پيغام و واسطه آن چيست سعي در پاسخ به آن دارند. هسو و زي مي گويند خالق ناحيه انبساط را بگونه اي ميزان و تنظيم كرده تا يك پيام دوگاني را در نقاط گرم و سرد پس زمينه ريز موج كيهاني رمزگذاري كند. ناحيه انبساط منطقه اي كه مسئول انبساط كيهان اوليه است. اين دو دانشمند مي گويند كه پس زمينه ريز موج مانند "تابلوئي بسيار بزرگ در گستره آسمان است" كه براي تمامي تمدنها در تمامي كهكشانها قابل روئيت است. به دليل اينكه مناطق مختلف كيهان آنقدر از هم فاصله دارند كه نمي توان تصور كرد ارتباط آنها بطور اتفاقي صورت گرفته بنابراين فقط يك خالق يكتا مي تواند پيغامي را در اين پس زمينه قرار دهد كه براي تمامي تمدنها قابل ردگيري باشد.

با در نظر گرفتن تعداد محدود نواحي ناهمگن آسمان ، هسو و زي محاسبه مي كنند كه اين پيغام مي تواند محتوي 100.000 بيت (bit) اطلاعات باشد. براي مثال يك چنين پيغامي ممكن است قوانين بنيادي فيزيك را آشكار كند. پژوهشهاي فعلي مانند كاوشگر ويلكينسان -كه دماي پرتو اين پس زمينه را با دقت بالائي اندازه مي گيرد- تفكيك زاويه اي و حساسيت كافي براي ردگيري نوسانات حرارتي محدودي كه اين پيغام را رمزگذاري كردند را در اختيار ندارند. اما تجهيزات آينده ممكن است توانائي انجام اين كار را داشته باشند. اين فيزيكدانها اصرار دارند كه دانشمندان داده هاي بعدي مربوط به پس زمينه ريز موج را براي يافتن الگوهاي احتمالي تجزيه و تحليل كنند. داگلاس اسكات و جيمز زيبين از دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا طي مقاله اي ديگر كه در مجله اختر فيزيك منتشر شد مي گويند كه هسو و زي مقدار اطلاعات رمزگذاري شده در پس زمينه ريزموج را زياد بر آورد كردند.هسو در پاسخ مي گويد" هر دو گروه قبول دارند كه يك پيغام كيهاني در پس زمينه ريز موج رمزگذاري شده است. اما بر سر مقدار حجم اين اطلاعات با هم اختلاف نظر دارند."

 

اصل مقاله  http://skyandtelescope.com/news/article_1647_1.asp 
 

منبع خبر : Skyandtelescope

بر گرفته از parssky

+ نوشته شده در  84/10/15ساعت 2:25  توسط آرش | 

بعد از مدت کمی که از انتشار نسبیت عام گذشته بود کارل شوارتسشیلد اخترشناس آلمانی با بررسی معادلات این نظریه راه حلی را یافت که فضای اطراف جسم فشرده بسیار پر جرمی را که میدان گرانشی بسیار شدیدی دارد توصیف می کرد این نکته مهم است که بگوییم نیروی گرانش نه تنها به جرم بلکه به فاصله نیز بستگی دارد شوارتسشیلد دریافت که اگر جرم یک جسم چنان متراکم شود که در واقع تمام جرم آن در مرکزش جای بگیرد آنگاه فضا-زمان در فاصله ی معینی از جسم که همان شعاع شوارتسشیلد است هندسه ی خاصی به خود می گیرد جالب است که بگوییم که هیچ چیز نمی تواند از این شعاع بگذرد و آنرا پشت سر بگذارد آنچه که در نزدیکی شعاع شوارتسشیلد روی می دهد از ۲ زاویه دید متفاوت است

۱:از بیرون:از بیرون از شعاع شوارتسشیلد اگر ما در جائی ساکن باشیم خواهیم دید که آن فضاپیمائی که به داخل سیاه چاله دارد سقوط می کند تا بینهایت باید سفر کند تا به جسم مرکزی کشیده شوند 

۲:از داخل:به محض اینکه پا به داخل این شعاع مرگبار بگذارید دنیا پیش روی شما تیره و تار خواهد شد

 ببینید هر جسمی شعاع شوارتسشیلد مخصوص به خود را دارد نه اینکه بگوییم فقط سیاه چاله ها دارند ...شعاع شوارتسشیلد هر جرمی از فرمول زیر محاسبه می شود...

rs=2GM/c2

توجه داشته باشید که r اندازه ی شعاع G ثابت جهانی گرانش M جرم ماده ی مورد نظر و در نهایت C سرعت نور است برای جرم ۳۰ منظومه شمسی شعاع شوارتسشیلد برابر است با ۱۰۰ کیلومتر!!!

  

 

Horizon به معنای خط افق به کار می رود و Singularity یعنی مرکز تکینگی

 

جالب اینجاست که شخصی با نام جان میشل در سال ۱۷۸۳ نکته ای جالب را کشف کرد که سرعت گریز از سطح این چنین جرمهایی (مانند سیاه چاله ها) را اگر در فرمول زیر قرار دهیم سرعت نور بدست خواهد آمد یعنی سرعت گریز از سطح برای یک همچین جرمهایی سرعت نور است:

v2/2=GM/r

(V سرعت گریز از سطح است)

همان طور که گفته شد زمان در این شعاع با زمان جهانی فرق زیادی می کند و در واقع داخل آن به چشم ناظر خارح آن صفر است و اگر شخصی را در آنجا ببیند در حالت سکون خواهد دید

این جاذبه که زمان را در واقع نگه می دارد کار دیگری را هم انجام می دهد تا به حال کلمه ی انتقال به رنگ قرمز خطوط طیفی به گوشتان خورده است وقتی جسمی آسمانی پر جرم از خود پرتو بلند قرمز ساطع می کند این پرتو به دلیل گرانش بالای جرم آسمانی و تاثیر جاذبه روی نور به رنگ قرمز متمایل می شود بله در این جاذبه ی زیاد نور یک همچین حالتی را پیدا می کند.

 

انتقال به رنگ قرمز در سیاه چاله

 

امیدوارم مورد استفاده واقع شده باشد


 


 

 

 برگرفته از http://www.akhtarphysic.blogfa.com

+ نوشته شده در  84/10/03ساعت 15:23  توسط آرش | 
 

تصور يك تصويرگر از يك ستاره ي نوتروني . اين اجرام هسته هاي ستارگان مرده اند كه به عنوان ابر نواختر منفجر شده اند.جرم آنها به اندازه ي خورشيد و اندازه ي آنها در حدود ۲۰ كيلومتر (با چگالي فوق العاده بالا) است.ميدان مغناطيسي بسيار قوي (به رنگ آبي) در اطراف اين ستارگان وجود دارد.رصدهاي اخير نشان داده اند كه تعداد زيادي از ستارگان نوتروني به دلايلي كه هنوز نامعلوم است ، تابش هاي انفجاري راديويي از خود منتشر مي كنند.

ستارگان نوتروني ، نوعي از ستارگان هستند كه از باقي مانده ي انفجار ستارگان بسيار پرجرم،انفجارهاي ابر نواختري، به وجود مي آيند.ساختار مولكولي اين نوع ستاره ها با مواد عادي متفاوت است.به دليل فشار بسيار زياد درون ستاره تمام ذرات آن به نوترون تبديل مي شوند.به همين دليل به آن “ستاره ي نوتروني” مي گويند.ستارگان نوتروني به دليل داشتن ميدان مغناطيسي بسيار شديد ( كه بر اثر چگالي بسيار زياد ماده ايجاد شده) و همچنين دوران نسبتا سريع به دور خود ، امواج الكترومغناطيسي در طول موج راديويي از خود تابش مي كنند.اما در موارد تازه كشف شده ، اين تابش ها آنقدر شديد و در چنان زمان كوتاهي صورت مي گيرند كه به آنها لفظ “تابش انفجاري” را نسبت داده اند.
كشف اخير ، دانشمندان را بر آن داشته است تا دليل وجود اين تابش هاي شديد راديويي و از آن مهم تر ، مكان ستاره هاي نشر كننده ي آنها را در سير تكاملي ستاره نوتروني مشخص كنند. رابرت دانكن از دانشگاه تگزاس در آستن ، يكي از نظريه پردازان اصلي ستارگان نوتروني مي گويد : ‌“در حال حاضر جواب ها كاملا نامعلوم است.”
اين ستارگان نوتروني كه امواج راديويي را به صورت انفجاري تابش مي كنند ، توسط گروهي بين المللي به سرپرستي مورا مك لاگلن از دانشگاه منچستر كشف شده اند.اين گروه به بررسي اطلاعات بدست آمده از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ ، توسط تلسكوپ راديويي ۶۴ متري پاركز در استراليا پرداخته و به دنبال تپ اختر ها و ستارگان نوتروني بوده اند كه در هنگام دوران به صورت تناوبي امواج راديويي كاملا عادي از خود منتشر مي سازند.علاوه بر تپ اختر هاي كشف شده ، كامپيوتر اين گروه ، ۱۱ منبع تابش انفجاري راديويي را كه در نزديكي صفحه ي كهكشان قرار داشته اند كشف كرده است.اين گروه سه سال بعد را ، به اندازه گيري مختصات سماوي ، اندازه گيري خواص اين ستارگان و تاييد اين كشف پرداخته اند.اين اجرام به طور ميانگين در طول يك روز ، تنها ۰.۱ تا ۱ ثانيه قابل مشاهده هستند (در طول موج راديويي) و به همين دليل در گذشته مشاهده نشده بودند. اين تابش ها ي انفجاري بين ۲ تا ۳۰۰ ميلي ثانيه (يك هزارم ثانيه) طول مي كشند ، و فاصله ي بين اين تابش ها ۴ دقيقه تا ۳ ساعت است.مايكل كرامر ، يكي از اعضاي تيم تحقيقاتي مي گويد:“شما بايد خيلي خوش شانس باشيد تا بتوانيد يكي از اين تابش ها را ببينيد.” اين گروه براي ۱۰مورد از ۱۱ منبع ، دوره تناوبي بين ۰.۴ تا ۷ ثانيه يافته اند ، به همين خاطر به نظر مي رسد ( اما ثابت نشده است) كه اين انفجارهاي راديويي به خاطر دوران ستارگان نوتروني باشد. مك لاگلن كه تيم او اين اجرام را( Rotating Radio Transient )RRAT نام گذاري كرده اند ، مي گويد :“تا آنجا كه ما مي دانيم هيچ جسم ديگري وجود ندارد كه بتواند با اين سرعت دوران كرده و در عين حال چنين انرژي تابشي را توليد كند.” در هنگام وقوع اين تابش هاي انفجاري ، RRAT ها ، بعد از تپنده ي سحابي خرچنگ و تپنده ي ديگري به نام B۱۹۳۷+۲۱ ، روشن ترين منابع راديويي هستند كه تا به حال ديده شده اند.
با توجه به كوتاه بودن آن ، اين منابع احتمالا امواج راديويي را در پرتوهاي باريك و از مناطق كوچكي از سطح و يا مغناطكره (مگنتوسفر) يك ستاره نوتروني تابش مي كنند.ولي دليل دقيق اين انفجار ها هنوز نامعلوم است.
با توجه به طبيعت كوتاه مدت آنها ، مطالعه ي RRAT ها بسيار دشوار است. اين به آن معناست كه اخترشناسان بايد در حدس و گمان پيش بروند تا در آينده به اطلاعات بيشتري دست پيدا كنند.يكي از RRAT ها خصوصيات دوراني دارد كه بسيار شبيه به ستارگان نوتروني بسيار مغناطيسه (مگنتارها) است.مشاهدات نشان مي دهند كه حداقل تعدادي از RRAT هاي بسيار مغناطيسي وجود دارند كه سن آنها به ده ها هزار سال مي رسد.ولي در يك RRAT ي ديگر خصوصيات دوراني متفاوتي مشاهده شده است كه به نظر مي رسد مانند تپنده هاي عادي ميان سال باشد. مك لاگلن مي گويد:“به نظر مي رسد كه RRAT ها خصوصيات بسيار گوناگوني دارند.اين بسيار جالب است چون نشان مي دهد كه هر ستاره ي نوتروني مي تواند رفتار بسيار عجيب و متفاوتي از خود بروز داده و همچنين موارد بسيار بيشتري از اين اجرام بايد وجود داشته باشند.”
با دانستن محدوده ي پوشش آسمان و حساسيت اطلاعات تلسكوپ پاركز و همچنين طبيعت زودگذر اين منابع راديويي ، مك لاگلن و همكارانش وجود ۴۰۰.۰۰۰ RRAT را در كهكشان راه شيري تخمين مي زنند كه اين تعداد ۴ برابر تعداد كل تپنده هاي راديويي شناخته شده است.وجود تعداد زياد RRAT ها مي تواند اين معماي قديمي را حل كند كه چرا تعداد نسبتا كمي از ابرنواختر ها باقي مانده اي به شكل ستاره ي نوتروني به جاي مي گذارند.ستارگان نوتروني در انفجار ها به وجود مي آيند ولي مانند سحابي خرچنگ ، به عنوان مثال ، بيش از نيمي از باقي مانده هاي ابرنواختري ، تپنده ي رصد شده ندارند.
ديويد هلفند ، رصدگر ستاره ي نوتروني از دانشگاه كلمبيا مي گويد :“به نظر من ما مي توانيم تصور كنيم كه اكثر ستارگان نوتروني در شرايط كاملا متفاوتي از تپنده ي خرچنگ متولد شده اند و اين اجرام هستند كه نسل قبلي RRAT ها را تشكيل مي دادند.” در چند دهه ي آينده اختر شناسان با ساخته شدن راديو تلسكوپ هاي بسيار بزرگ ، اطلاعات بيشتري در مورد RRAT ها بدست خواهند آورد. مك لاگلن مي گويد:“ ما انتظار داريم تا SKA (تلسكوپ يك كيلومتر مربعي) ، ۴۰.۰۰۰ مورد ديگر از اين اجرام را كشف كند. اين راديو تلسكوپ هاي بسيار بزرگ بايد فهم ما را از زمينه ي راديويي آسمان به كلي تغيير دهند.” علاوه بر كشف تعداد زيادي RRAT ، اين تلسكوپ ها ، به احتمال زياد رده ي جديدي از اجرام تابش كننده ي امواج راديويي كشف خواهند كرد.جوزف لازيو (از آزمايشگاه تحقيقات نيرو دريايي آمريكا) كه يك منبع تابش راديويي را در نزديكي مركز كهكشان در اوايل سال ۲۰۰۵ كشف كرده است ، مي گويد :“مي توان به جرات اذعان كرد كه آسمان راديويي ما هنوز ناشناخته است.”

 

برگرفته از nojum

+ نوشته شده در  84/09/26ساعت 18:0  توسط آرش | 

تصور کنید که در حال حرکت در طول یک خیابان هستید و در حال تحمل گرما و نور شدید خورشید ناگهان آسمان تاریک می شود و شما برای مدت کوتاهی احساس راحتی می کنید و سپس دوباره نور خورشید بر شما می تابد. شاید از کنار این اتفاق به آسانی بگذرید اما اگر بدانید عاملی که باعث این اتفاق شده است سایه ماه بوده و شما آن قدر خوش شانس بوده اید که به طور اتفاقی در امتداد نوار بسیار باریک سایه ماه بوده اید شاید این اتفاق برای شما طور دیگری جلوه کند.

همانطور که می دانید مدار ماه به گرد زمین اندکی با صفحه زمین خورشید زاویه دارد و این امر باعث می شود که ما هر ماه شاهد خورشید گرفتگی نباشیم. خورشید گرفتگی زمانی اتفاق می افتد که ماه در بین زمین و خورشید قرار گیرد و سایه خود را بر زمین بیافکند. اما این اتفاق زمانی به وقوع می پیوندد که ماه تقریبا نزدیک یکی از گره های مداری خود باشد (گره های مداری نقاطی هستند که در آن مدار یک جسم مدار جسم دیگری را قطع می کند.) زیرا هنگامی که ماه در نزدیکی گره های خود باشد تقریبا بر صفحه زمین خورشید منطبق می شود و بنابراین این امکان وجود دارد تا سایه خود را بر زمین بیافکند و عده ای از علاقه مندان را از خانه هایشان بیرون  بکشد.

کسوف ها به سه شکل اصلی اتفاق می افتد. نوع اول آن کسوف حلقوی است. همانطور که می دانید مدار ماه بیضوی است و طبعا گاهی اوقات در اوج (دورترين فاصله از زمين) و گاهی اوقات در حضیض (نزديک‌ترين فاصله از زمين) به سر می برد. اگر هنگام کسوف ماه در اوج مداری خود باشد اندازه زاویه‌اي آن، آن‌گونه که از زمين ديده مي‌شود، در مقایسه با اندازه زاویه ای خورشید کمتر می شود و بدین ترتیب ماه نمی تواند همه قرص خورشید را در پشت خود مخفی سازد. بدین ترتیب خورشید در ميانه گرفت به صورت حلقه ای نورانی دیده می شود و این خود یکی از جاذبه های این نوع کسوف است. کسوف 11 مهر ماه در بخشهایی از اسپانیا و آفريقا بدین صورت دیده می شود.

 

 کسوف ها به سه دسته کلي تقسيم مي‌شوند: کلي، جزئي و حلقوي. در گرفت حلقوي آن قدر فاصله ما از زمين دور است که اندازه قرص آن در آسمان از ديد ناظر زميني کوچک‌تر از خورشيد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/23ساعت 20:36  توسط آرش | 

این مقاله تحلیلی است بر نظریه ی ریسمان همراه با چند فرمول برای درک بهتر موضوع که برای دریافت نظرات شما خوانندگان منتشر می شود
نظریه ی ذرات نوسان کننده
قرن بیستم را می توان دوران طلایی علم فیزیک دانست. انواع نظریات و پیش بینی های مختلف همراه با تجهیزات پیشرفته که سیل عظیمی از اطلاعات را در اختیار دانشمندان قرار می داد ظهور یافت. چنانکه این روند در قرن جدید نیز با سرعتی بیشتر در حال پیگیری است.
از جدیدترین نظریات فیزیک می توانبه نظریه ی ریسمان اشاره کرد. این نظریه ادعا می کند می تواند تمام پدیده های فیزیکی جهان را تفسیر نماید که البته با توجه به مبانی ان می توتند درست باشد. البته منتقدان هم به همین موضوع اشکال می گیرند. چون اگر تمام ذرات و پدیده های عالم از نوسان این ریسمان ها ایجاد شود در عمل نمی توان وجود انها را به این راحتی اثبات کرد . همچنین این موضوع یک حالت کلی است یعنی هنوز وارد شدن در بحثی که تمام جوانب ان کشف نشده است و بیان کلی از یک مطلب چندان درست نیست. چون ما تا نتوانیم تمام ابعاد عالم را کشف کرده و بر ان مسلط شویم نمی توانیم جزییات این نظریه را باز گویی کنیم. البته این نظریه توسط اثبات های ریاضی ارائه شده و نمی توان ان را کاملا رد کرد و در همین حالت کلی ان ایراد جدی وارد نمود.
اما برای بحث در این مورد از عمق مطلب وارد می شویم. همه ی ما می دانیم که در این نظریه تمام مطلب بر اساس نوسان این ریسمان ها شکل می گیرد. از یک ذره ی دارای جرم تا یک فوتون که حامل انرژی است. حال موضوع را اینگونه مطرح میکنیم که دو ذره ی ریسمان دفیفا چه اندازه انرژی را در فضا می توانند منتقل کنند . در این رابطه مقدار انرژی پایه ای که بدست می اید به این مقدار است.

  1
e=h/t                                      t: زمان پلانک       h:ثابت پلانک                                                                                                       
در این محاسبه انرژی پایه در کیهان مطرح می شود یعنی انرژی که میان دو ذره ی ریسمان ایجاد می شود.
اما اگر این انرژی را برای یک فوتون مورد بررسی قرار دهیم انرژی فوق را بر انرژی کوانتومی یک فوتون تقسیم میکنیم. در این حالت عدد بدست امده تعدادذرات ریسمان را که در گیر در این نوسان و انتقال فوتون بوده اند را مشخص می سازد. اما اگر همین تعداد فوتون را در فاصله ی پایه  یا همان فاصله ی بین دو ریسمان که با ار مشخص شده ضرب کنیم طول موج فوتون فوق بدست می اید . یعنی تعداد ریسمانهایی که یک فوتون بااین طول موج را ایجاد کرده اند با عدد ان مشخص می شوند . مطلبی که در اینجا مهم است این است که هر چه تعداد این ریسمان ها کمتر باشد فوتون از انرژی کوانتومی بیشتری برخوردار خواهد بود .

 2
     n=h/t/hv                          1/tv ضرب در r = طول موج             
 
n ضرب در r = طول موج              r : طول پلانک          v :فرکانس فوتون 
        
اما اینکه چگونه ذره ی باردار شتاب دار از خود موج الکترو مغناطیسی گسیل می کند را باید در نحوه ی نوسان ریسمان ها بررسی کرد. برای مثال وقتی ذره ای ساکن که از تعداد مشخصی ریسمان که در حال نوسان هستند تشکیل شده شتاب می گیرد (شتاب زیاد) این ریسمان ها به باقی ماندن در حالت سکون و به حفظ سرعت اولیه ی خود تمایل دارند. با شتاب این ذره تعدادی از این ریسمانها با شتاب ناگهانی نیروی مخالف با ان شتاب را به ریسمان خارج از ان منتقل می کنند و به این ترتیب یک موج الکترو مغناطیسی نوسان کننده از این ریسمان های خارج از جرم به وجود می اید . این توضیح بی شک یکی از قانون های انرسی است که حالت های دیگر ان نیز می تواند برای ریسمانها صادق باشد.
البته در این که تمام ریسمانها از یک نوع هستند جای شک است یعنی ممکن است دو نوع ریسمان وجود داشته باشد یکی حامل نیرو و دیگری جهت دهنده به آن نیرو .

برگرفته از parssky 

+ نوشته شده در  84/09/22ساعت 15:33  توسط آرش | 

از زمانی که انسان پای به عرصه ی وجود گذاشته است همواره نگاهی به آسمان انداخته است و سؤالات بیشماری در ذهنش تداعی شده است . اما با این وضع نمی توانست پاسخی قانع کننده برای آنها بیابد ، زیرا علمش بسیار محدود بود .

تا زمانی که اسپنتیک روسی دروازه های آسمان را شکافت و به فضای بیکران راه یافت ؛ در آن زمان شوروی خود را قطب فضایی دنیا می دانست و به خود می بالید ، حال دوباره سؤالات قدیمی قدرت گرفته بود .

همانطور که می دانیم از قدیم الایام یکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین سؤالات برای هر انسان با عقل سلیم این بود است که آیا واقعا" سفر در زمان امکان پذیر است یا نه ؟ شاید از موضوع از این منظر جالب باشد که ما یا هر انسان دیگر بتواند پیشینیان و اجداد خود را ببیند و یا اینکه با نوادگان خود به گفتگو بپردازد .

اگر در نجوم و اخترفیزیک کمی مطالعه داشته اید حتما" به مقالاتی از این دست برخورده اید که این موضوع را از منظری خاص مورد بررسی قرار داده اند  و البته هر کدام در جای خود ارزشمند هستند . همچنین می دانیم که تا کنون کتاب ها و فیلم هایی در این زمینه نوشته و ساخته شده اند که بیشتر جنبه ی علمی تخیلی دارند ؛ مثلا" گاهی در بعضی از فیلم ها دیده ایم که وسیله یا ماشین خاصی وجود دارد که با سرعتی باور نکردنی حرکت می کند و به گذشته با آینده سفر می کند . در این مقاله قصد داریم تا از منظری دیگری به این موضوع نگاه کنیم و آن را مورد بحث قرار دهیم .

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/22ساعت 15:28  توسط آرش | 

1-        اثر دوپلركلاسيكي

 

 

پديده دوپلر در اصل براي تغيرات فركانس چشمه صوت در فيزيك كلاسيك مطرح گرديد بر اساس اين اثر هرگاه ناظري نسبت به يك چشمه صوت در حركت باشد ناظر فركانسي غير از آنچه از چشمه گسيل مي يابد را دريافت مي كند مثلا اگر يك ماشين آژيرزن به طرف ما با سرعت در حال حركت باشد به علت حركت چشمه صوت (ماشين آژيرزن ) يك تغيرفركانس در موج ارسالي از چشمه صوت متحرك به سوي ناظر ايجاد مي شود به نحويكه هرچه ماشين آژيرزن به ما نزديك تر شود صداي آژير زيرتر (فركانس بيشتر ) مي گردد و موقعي كه ماشين از كنار ما مي گذرد و دور مي شود صداي آژيري كه به گوش ما مي رسد بم تر (فركانس كمتر) مي گردد براي به دست آوردن  بسامدي كه هنگام دور شدن شدن چشمه صوت از ناظر بوجود مي آيد مي توان از رابطه           

 

 

  استفاده كرد كه در آن f0 فركانس صوت ارسالي توسط چشمه صوت وf فركانسي است كه ناظر در يافت مي كند v سرعت صوت در محيط وvs, r سرعت دورشدن منبع صوت از ناظر است در صورت نزديك شدن چشمه صوت به ما كافي است علامت( +) مخرج را به( –) تغير دهيم

 مثال : اگر چشمه صوتي با سرعت سي متر بر ثانيه از ناظري دور شود و در اين هنگام صوتي با فركانس  هزار هرتز گسيل نمايد آنگاه فركانس دريافت شده توسط ناظر معادل 918 هرتز خواهد بود به همين صورت فركانس دريافتي هنگامي كه چشمه صوت به ناظر نزديك مي شود معادل 1097هرتز ودر صورتي كه ما به چشمه صوت نزديك شويم فركانسي معادل 1088 هرتز دريافت خواهيم كرد.

 در اثردوپلر كلاسيكي بين بسامد هاي ثبت شده هنگامي كه چشمه صوت به سمت ناظر ساكن يا ناظر به سمت چشمه صوت ساكن يا هردو به سمت همديگر در حركت باشند تفاوت وجود دارد و در هر وضعيت بسامد ثبت شده يك عدد متفاوت خواهد بود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/22ساعت 15:26  توسط آرش | 
PERSIANSKY
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
بازدید کننده گان
Locations of visitors to this page
درباره وبلاگ
در این وبلاگ تلاش می شود دانش ها و آگاهی های روز فضانوردی و ستاره شناسی و آشنایی با تلسکوپ و دیگر ابزار های اختر شناسی آموزش داده شود

نوشته های پیشین
اسفند 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
خورشید
عطارد(تیر)
زهره (آناهیتا)
زمین (به همراه ماه)
مریخ
کمربند سیارک ها
مشتری (به همراه ماه هایش)
زحل (ماه ها و حلقه ها)
اورانوس (ماه ها و حلقه ها)
نپتون(ماه ها و حلقه ها)
پلوتو و دیگر خرده سیارک ها
فضای میان ستاره ای
سیاهچاله، کوتوله سفید، ستاره های نوترونی
سیارات فراخورشیدی، حیات فرازمینی
نواختر، ابرنواختر
ستارگان
کهکشان ها
ماده و انرژی تاریک
خوشه ها و سحابی ها
گرفت ها و مقارنه ها
دنباله دارها و شهابسنگ ها
صورتهای فلکی و بارش های شهابی
دوربین، تلسکوپ و رصدخانه
ابزارهای نجومی
فیلم، عکس و برنامه های نجومی
طیف نمایی
ماهواره ها و ایستگاه فضایی
نظریات و آموزش اخترفیزیک
اخترشناسان و فضانوردان
برگزیده های ایرانی
پیوندها
پایگاه اطلاع رسانی نجوم
مجله نجوم
شرکت اخترنمای شيراز
اسطوره های ایران
مطالب دیدنی اینترنت
پیشگویان بزرگ
ASIS
شگفتیهای علم
گروه فضانوردان جوان
دانش فضايي
بهنام کاتبی
اشوزرتشت
نشریه ی الکترونیکی زرتشت
سفیر
sameyan
هنرپیشه های قدیم
Far from the Truth
هیچ چیز زیباتر از علم نیست
وبلاگ نجوم
نجوم
نجوم در لاهیجان
سایت خبری آسیای میانه
نجوم (دنیای فراموش شده )
علمیران
راز گیتی
بزرگترین وبلاگ پارسی
طبيعت فراموش شده نجوم
جامعه اینترنتی نجوم ایران
آسمون پرستاره
nojum4
hupaa
ستارگان کویر یزد
سپهر اّلان
SpaceOnline
کوارک و کوازار
موسسه فرهنگی اسرار فضا
فروغ
milkyway
انجمن نجوم مهبانگ تربت حیدریه
ستاره شناسی ایران
اسرار آسمان شب
astronomy
چشم نجوم
فیزیک ؛ سلوک در ژرفای گیتی
سجاد رحیمی مدیسه
آسمان شب
فضا و نجوم
مطالب دیدنی اینترنت
یاس سرخ
مرکز نجوم اصفهان
پویشی در فضای بیکران
مرزهای فضا زمان
یه شب مهتاب
معرفی بهترین سایتهای فیزیک
اسرار آسمان شب
کوانتوم
فضا
سایت های رایانه ای
گروه ستاره شناسی ققنوس
iransky
نجوم
خبرهاي ناسا و اطلاعات نجومي
یادداشت های یک منجم
* فیزیک *
nojumestan
دایره المعارف علمی
دنیای نجوم
بزرگترین وبلاگ فیزیک ایران
چشم های پر ستاره
فرانسه
PHYSICS WORLD
فیزیک پایه
علمی
مطالب جالب علمی:نجوم/فیزیک
کهکشان
از گالیله تا هاوکینگ
بانک مقالات علمی
وبلاگ نجوم
مرکز نجوم فارسی
پروازنما
astrolink
شبکه تخصصی فیزیک ونجوم
نجوم 86
نجوم،رصد،رویا
Best Of Astronomy Projects
دیـــــــــدار نـــــــــــجوم
nojum-nat3
گیتی
آسمان ورامین
آسمان بروجن
Persian Finance
Adv
admethod admethod admethod admethod admethod admethod
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM